تبلیغات
علیرضا عیوضی معاون فناوری و دبیر زبان و ادبیات عرب - مطالب قصه های زندگی

گردوی نذری برای بهلول و دعا نکردن او

نویسنده :علیرضا عیوضی
تاریخ:چهارشنبه بیست و ششم آذرماه سال 1393-ساعت 18 و 30 دقیقه و 12 ثانیه

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: «بشکن و بخور و برای من دعا کن.»

بهلول گردوها را شکست و خورد ولی دعایی نکرد. آن مرد گفت: «گردوها را می‌خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم!»

بهلول گفت: «مطمئن باش اگر در راه خدا داده‌ای، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!»

منبع: http://www.pandamoz.com/




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات () 


اوقات شرعی

آیه قرآن حدیث موضوعی وصیت شهدا سوره قرآن
استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ


داستان کوتاه


حدیث تصادفی






  • کد نمایش افراد آنلاین
  • هدایت به بالای