تبلیغات
علیرضا عیوضی معاون فناوری و دبیر زبان و ادبیات عرب - یادداشت المپیادی امروز

یادداشت المپیادی امروز

نویسنده :علیرضا عیوضی
تاریخ:شنبه بیست و چهارم آبانماه سال 1393-ساعت 10 و 26 دقیقه و 03 ثانیه

بنام خدا و با سلام

امروز (24 آبان 93) در مدارس ما همایش المپیاد ورزش برگزار می شد. المپیادی که بنظرم فقط یک نوع فرصت سوزی برای آموزش بود... در حاشیه این مراسم ...

در حاشیه این مراسم ، دانش آموز مجری برای توجه دادن به ورزش، این شعر فردوسی رو با اندکی تحریف خواند:

ز ورزش بود مرد را راستی

ز سستی کژی زاید و کاستی

( که به عمد بجای" نیرو" واژه "ورزش" خوانده شد)

من هم بالبداهه این بیت به خاطرم آمد:

چو ثروت بخواهی به ورزش گرای

که دانش ندارد در این عصر جای

که البته بنظرم رسید واقعی تر اینه که گفته بشه:

تو هرچیز خواهی به ورزش گرای

که دانش ندارد در این عصر جای

اگرچه میدانم خواندن این شعر و مطلبی که ذیلا مینویسم اعتراضاتی را بدنبال خواهد داشت، اما چاره ای نیست ...

این واقعیت تلخی است که در روزگار ما دل بسیاری را به درد آورده است و بخاطر مکدر شدن خاطر برخی، حتی اگر اکثریت هم باشند نمیتوانم از نوشتن این مطلب صرف نظر کنم.

    عصر ما، علیرغم همه محسناتی که دارد،تلخیهای آن هم کم نیست، عصری است که ورزش و ورزشکار (صرفنظر از بی اخلاقی هایی که هر روزه در آن-بویژه فوتبال- اتفاق می افتد) در اوج قله ارزش ها و ارج نهادنها (مخصوصا مادی) قرار گرفته است، تا جائیکه میتوان گفت:

یک مربی ورزش یا یک ورزشکار مطرح -در برخی رشته ها- درآمد یکسالش بیش از درآمد یک استاد دانشگاه یا پرفسوری است که همه عمرش را صرف مطالعه و تحقیق و تدریس کرده است و این از معایب آشکار عصر ماست.

البته برخی معتقدند، این کار درستی است، به دلیل اینکه فقط عده ای بسیار اندک میتوانند به این مرحله راه یابند (مثلا جزء تیم ملی شوند) اما با وجود احترامی که به صاحبان چنین نظریات قائلم، بنظرم این سخن هیچ پشتوانه عقلی ندارد، چرا که اگر دلیل این ارج نهادن ها فقط همین باشد، خوب میتوان در هر قشر و طبقه ای افرادی را بعنوان برجسته تعیین کرد و ارج نهاد (بویژه اساتید و پزشکان متخصصی که بشریت مرهون و مدیون خدمات آنهاست) اما از آنجایی که تاکنون چنین کاری نشده و بسیار هم دور از ذهن است که چنین اتفاقی بیفتد (مگر اینکه روزی، آن دولت مهدی به بالین این بشریت بیمار برسد)...

ای کاش روزی برسد که بدانیم چه میکنیم و هرشخص یا گروهی به اندازه ای که برای جامعه بشری مفید است ارج نهاده شود...

البته، شاید باز هم مذاق بعضی، اینگونه تلخ شود که مگر ملاک ارزش نهادن پول و مادیات است ...

لازم است عرض شود البته که اینطور نیست، اما آیا بجای رسیدگی های اینچنینی، فقط باید از ارباب علم و دانش با تعریف و تمجیدهای بی مزه و لفاظیهای تکراری هرساله قدردانی کرد ...

در پایان، خوب است، این شعر اندوهناک و مورد علاقه ی امام جمعه مرحوم شهرمان، حجة الاسلام شریفی(ره) را که مکرر در خطبه ها میخواند ذکر کنم و ذائقه بعضی را بیش از این تلخ نکنم.

مرا دردی است اندر دل که گر گویم زبان سوزد

و گر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

 

خدا یارتان

دوستدار شما

علیرضا عیوضی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات () 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


اوقات شرعی

آیه قرآن حدیث موضوعی وصیت شهدا سوره قرآن
استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ


داستان کوتاه


حدیث تصادفی






  • کد نمایش افراد آنلاین
  • هدایت به بالای